مصطفی (ع)

خرید بک لینک

مصطفی خیلی خیلی خیلی خیلی وقته گریه نکردم. حتی اون موقع که شاهین باهام مثل آشغال رفتار کرد. چند شب پیشم که خودم بهش گفتم تموم کنیم فقط یه کم بغض کردم. اگه تنها بشم دیوانه میشم. فعلا دورم شلوغه. قرصی که میخورم ادم رو بی قرار میکنه. کنارش آلپرازولام میخورم . میگن حافظه رو خراب میکنه. میترسم دیگه نتونم درس بخونم. همینجوریش سرکار مدام حواسم پرته. این قرصه باید تا الان تاثیرش رو میزاشت ولی من هنوز افسرده ام. با شاهینم بودم افسرده بودم.

ولی دیگه زیاد از خودم متنفر نیستم. اینو شاهین بهم یاد داد. فکر میکرد یه ادم خفنم که کلی با خودش حال میکنه و ادما به کیرشن. تا دید بهش اهمیت میدم دیگه منو نخواست .

دیگه حتی اگه نتونم خودمو دوس داشته باشم بازم متنفر نیستم حداقل. از این همه سطحی بودنم ولی متنفرم. دلم میخواست کارای مفید تری میکردم. دلم میخواد از ایران برم. احتمال شدنش الان ده درصده.

مصطفی جان من واقعا گاهی عمدا به کسی حرفی رو زدم که کیرش کرده باشم ولی در مورد تو هرگز اینجوری نبوده .لطفا ازم ناراحت نباش.

یه پسره هست داره سعی میکنه بهم نزدیک بشه ولی من کیرمم دستش نمیدم.

چندبار به این فک کردم که با دوبار ارایش کرده سرکار رفتن و چندبار عشوه اومدن میتونم دوستای شاهینو بکشونم سمت خودم و ازش انتقام بگیرم. ولی تهش که چی. لیاقت من بیشتر از ایناس. من ادم بدی نیستم. اونم لایق این حجم از انرژی گذاشتن نیست. چند وقت دیگه ام که شاهین میاد بخش ما احتمالا فراموشش کردم. فراموششم نکرده باشم بلدم یه جوری نادیده ش بگیرم که انگار از کس مادرش زاده نشده.

کس ننه ش

فواید ماسک...

ما را در سایت فواید ماسک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 63 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:29

صفحه بندی